آغاز
 
 

بنام خدا

وبلاگ

داوری یک پایان نامه خوب

روز پنجشنبه 20/2/1386، در دانشکده صدا و سیمای قم داوری پایان نامه ای را بعهده داشتم که راهنمای آن برادر عزیزمان جناب آقای دکتر ناصر باهنر بود و مشاور آن دکتر کاظم معتمد نژاد. دانشجو نیز جناب آقای مجتبی جانباز بود. عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد نیز:

"تعامل مطلوب بین رسانه سنتی (مجالس

عزاداری و مداحی) و رسانه مدرن (تلویزیون)"

آقای جانباز تلاش کرد که دفاع خوبی داشته باشد. انصافا زحمت کشیده بود. گر چه من هم اشکالهای پایان نامه را با صراحت تمام اعلام کردم. اما باید انصاف داشت که در این دنیای دور از بررسی مسائل علمی مربوط به دین، تولید ادبیات مربوط به دین آنهم در موضوع مهم رسانه ها که امروزه از اهمیت بسزائی برخوردار هستند، بسیار مغتنم است. باید این دانشجویان را حمایت کرد و از اساتیدی که در این زمینه زحمت می کشند و راهنمائی یا مشاورت را تقبل می کنند تشکر کرد. اما باید قبول داشت که در این زمینه باید زحمت بیشتری کشید. بهانه اینکه در فلان دانشکده روش تحقیق بخوبی تدریس نمی شود نمی تواند بهانه خوبی برای ارائه نکردن کار خوب باشد. باید تلاش کرد که استاندارهای علمی را بخوبی رعایت کرد. دنیای امروز دنیایی است که درک عالمانه و روشهای عالمانه و اصول عالمانه را می پسندد و به آن ارج می گذارد. باید این رویه ما به نحو احسن دنبال کنیم و نمونه خوبی برای جامعه علمی جهانی باشیم. مراسم دفاعیه این پایان نامه با گرفتن نمره 19 (عالی) پایان یافت.

========

نشست دوستانه با دانشجویان

کد 83 دانشکده م.ا و فرهنگ و ارتباطات

دانشگاه امام صادق (ع)

 

صبح روز چهارشنبه 19/2/1386 ساعت 30/6 صبح با دانشجویان کد 83 در خوابگاه خودشان نشست دوستانه ای داشتم. میهمان نوازی صمیمانه آنان با صرفه صبحانه آنهم با نان سنگک و پنیر و کره مربا و چای شیرین عجب لطفی داشت. مرا به یاد سالهای 1350-1349 انداخت در مشهد مقدس دانشجو بودم. آن سالها گذشت اما خاطرات آن روزها هنوز در یاد من مانده است.

پس از صرف صبحانه دانشجویان شروع به صبحت کردند. مهمترین خواسته آنان افزایش صمیمت و تعامل میان استاد و دانشجو و گوش دادن به حرفهای دانشجویان است. البته صحبتها گاهی لحن تیزی پیدا می کرد اما همه از خلوص حکایت می کرد و دغدغه دینداری و استفاده از امکانات موجود به نحو احسن.

واقعیت این است که بخاطر مسئولیتی که بعهده گرفته ام، ریاست دانشکده، احساس وظیفه بیشتر کردم که به این نیروهای مومن و خوب خدمت بیشتری کرد. خدمتی که در جهت اهداف دانشگاه مقدس امام صادق (ع) است. با آنان صبحت مفصل داشتم. بنظرم می رسد که خالصانه آنگونه که فکر می کنم و مصمم هستم که کارها را پیش ببرم با آنان صحبت کردم. مطئمن هستم که آنها نیز با تیزهوشی که دارند پیام را دریافت کرده اند.

بهر حال تجربه خوبی است با دانشجویان بودن آنهم در اتاق خودشان با یک دنیا صمیمیت و دوستی. امیدوارم که بقیه کدها نیز به همین دانشجویان تاسی کنند و جلسات مشابهی داشته باشند.  البته چه با صبحانه و چه بی صبحانه باشد ما همان صبحت های صمیمانه آنها برایم کافی است.

به امید دیدار دانشجویان عزیز بقیه کدها.

و السلام.

 

 

=================

آنانکه حسيني شدند و آنانکه يزيدي ماندند

حسن بشير

17/12/1385

(در اربعين حسيني امسال، سرزمين کربلا باز هم عاشوراي ديگري را بخود ديد. گويي يزيديان از قتل حسين و حسينيان اند باز نايستاده اند، اما نور حسين (ع) هيچگاه خاموش نخواهد گشت و اين شهادتها، راه پيروزي را هموارتر و دشمنان را زبونتر خواهد کرد. مطلب ذيل بر اساس دعاي پس از عاشورا نوشته شده است و اين دعا بهترين چيزي است که مي توان در باره دشمنان حسين از خداوند طلب نمود. نفرين ابدي بر همه آنان باد.)

 

زيارت عاشورا، پيوند هميشگي حسينيان با خدا است که با نام و يا حسين شکل مي گيرد. در روايت است که خداوند منان اين زيارت را به جبرئيل و او به پيامبر اکرم (ص) تعليم و پيامبر به ائمه اطهار (عليهم السلام) و آنان به پيروان خود آموزش داده اند.

دعاي پس از آن زيارت نيز دعاي ويژه اي است که يزيديان و دشمنان حسين را مورد هدف قرار داده است. گويي اين دشمنان تنها در آن روز با حسين دشمن نبوده اند بلکه در تمام تاريخ هر روز به شکلي جلوه گر مي شوند و در صدد قتل حسين (ع) و حسينيان اند.

اين دعا نيز از ساحت قدس الهي و از طريق امامان به پيروان حسين (ع) رسيده است. در اين دعا آنچه که بيش از همه مورد تاکيد قرار گرفته است چگونگي برخورد با دشمنان، شيوه و آداب نکوهش کردن آنان و آرزوي چگونه زيستن ايشان است. دشمناني که هنوز خون يزيديان در رگهاي آنان جاري است. و گويي اين حسين است که اينگونه خدا را در باره دشمنانش مورد خطاب قرار مي دهد و اين دعا همچنان بر زبان پيروانش نيز جاري مي گردد. پيرواني که همچون حسين (ع) در طول تاريخ دشمنان يزيدي بسيار دارند و چه شايسته است که با تازيانه همان دعا به سزاي اعمال خود برسند.

دعاي پس از زيارت عاشورا سه فراز مهم دارد:

فراز اول: مناجات با دوست

در آغاز اين ياد خداست که بر زبان جاري مي شود و از قلب مي جوشد. اما اين ياد مناجاتي است که زمينه ساز مرحله بعدي است و به گونه ايست که با بسياري از يادکردنها و مناجاتها متفاوت است و ويژه گيهاي خاص خود را دارد.

فراز دوم: نفرين و نکوهش دشمنان

ياد دشمنان که با نفرين و نکوهش همراه است. چگونه بودن آنان را از خداوند طلب مي کند. بودني که تنها شايسته آنان است و تنها آنان اند که سزاوار چنين زندگاني اند.

فراز سوم: ياد حسين (ع)

ياد حسين (ع) همراه و همگام با ياد علي (ع) که مظلومين همه تاريخ و در عين حال پيروزمندان هميشگي آن مي باشند. يادي که گسستگي در آن راه نمي يابد. رجعتي دوباره براي پيوندي ابدي با خوبان، با حسين و همه حسينيان در طول تاريخ.

دعا با ياد خدا آغاز و با ياد حسين به پايان مي رسد. گويي آنانکه خدا را گزيده اند به حسين مي رسند و زندگي حسيني وار مي يابند. و آنانکه يزيد را برگزيده اند خداي ديگري را مي پرستند که با خداي حسين (ع) بيگانه است.

بخشهائي از اين سه فراز را با هم مي خوانيم و دشمنان حسين (ع) را با دعائي اينچنين به آنچه که شايسته آنان است خدا را قسم مي دهيم. و بخوبي آگاهيم که خدا دعوت دل سوخته گان را اجابت مي کند. اگر نه امروز که فردا چندان دور نيست.

فراز اول:

خدايا، خداوندا، اي خدا

اي اجابت کننده دعاي درماندگان

اي زدودنده سختي هاي گرفتاران

اي فرياد رس فرياد خواهان

اي دادرس دادخواهان

          و اي آنکه به ما از رگ گردن نزديکتر

          ********

اي که خيانت ديده گان را مي داند و آنچه که در سينه ها پنهان

اي که بر او هيچ پوشيده اي مخفي نيست

اي که هيچ صدايي بر او مشتبه نمي گردد

اي که نيازهاي نيازمندگان او را به اشتباه و خطا نمي اندازد

          و اي که پا فشاري اصرار کنندگان او را به ستوه نمي آورد

          ********

اي به دست آورنده هر چه از دست رفته

اي گردآورنده هر پراکنده

اي برانگيزنده جان ها پس از مرگ

          و اي که هر روز به کاري مشغول و در چيزي متجلي است

          ********

اي برآورنده حاجات

اي دور کننده سختي ها

اي پاسخ دهنده خواسته ها

و اي دارنده هر چه خواستني است

          ********

فراز دوم:

خدايا

از تو مي خواهم که بر محمد و آل محمد درود بفرستي

و غمها و غصه هاي مرا دور کني

و اندوه و گرفتاريم را بزدايي

و مرا از ترس ديگران مصون سازي

و از شر آنان محفوظ

و از مکر و حيله آنان دور کني

          ********

خدايا

هر آنکه مرا به قصد آزار ياد نمود، تو خود او را جواب ده

و هر آنکه دامي براي من گستراند، تو خود دامي  بر او بگستران

          و نيرنگ او را از من دور کن

          به هر گونه اي که مي خواهي و به هر شيوه اي که مي داني

خدايا

او را بچنان فقر و بيچاره گي دچار ساز که جبران نگردد

و به بي آبرويي که هرگز پنهان نگردد

و به نيازمندي و تهي دستي که سامان نيابد

و به بيماري و دردي که درمان نشود

و به خواري و ذلتي که سربلندي نداند

و به بيچارگي و درماندگي که چاره اي نداشته باشد

خدايا

ذلت را در چهره اش هويدا کن

و فقر و بدبختي را در خانه و کاشانه او بينداز

و بيماري را در بدنش بيفکن

تا آنچنان سرگرمش سازي که که راه مفري نيابد

و مرا از ياد ببرد، همانگونه که ياد خود را از دلش دور کرده اي

و مرا از چشم و گوش و زبان و دست و پا و قلب و ساير اعضاي بدنش مصون دار

و در همه آنها درد و بيماري بينداز که بهبودي نداشته باشد

و هرگز او را شفا مبخش

اي گشايش دهنده مشکلات

و اي فرياد رسي که همچون تو فرياد رس نيست

و اي پناه دهنده اي که چون تو پناهگاهي نيست

فراز سوم:

خداوندا

زنده ام دار همچون محمد (ص) و فرزندانش

و بميران به شيوه آنان

و مرا درياب بر آئين ايشان

و در جرگه آنان محشورم ساز

و ميان من و آنان جدائي ميفکن نه در دنيا و نه در آخرت

گر چه به اندازه يک چشم بهم زدني

اي علي (ع)

و اي حسين (ع)

بدرگاه شما براي زيارت و تجديد ديدار آمده ام

و شما را نزد خدا شفيع قرار داده ام

تا حاجتم را برآورده سازيد

که جايگاه شما نزد خداوند بسي بلند است

از شما باز خواهم گشت ولي  به انتظار خواهم بود

تا حاجت خود را برآورده بينم

و نا اميد نيستم

يا علي (ع)

اي امير مومنان

اي حسين (ع)

يا ابا عبد ا..

سلام من بر شما باد پيوسته همچون پيوستگي شب و روز

از زيارت شما باز مي گردم

اما توبه کننده از گناه

و ستايش کننده خدا

و اميدوار به اجابت دعا

بازگشت من دوري از شما نيست

در انتظار لحظه ديگري هستم

که مرا به ديدار خود مي خوانيد

در دوراني که بسيارند آنانکه در زيارت کردن شما تفريط کرده اند

و شما را بفراموشي سپرده اند

=============================

رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور

(بمناسبت اربعين حسيني- 1385)

هر سال، عاشورا، دو چيز را در ما زنده تر مي کند.

يکي حسين و ديگري شهادت.

حسيني که پاره تن پيامبر است.

حسيني که کشتي نجات امت است.

حسيني که سيد و بزرگ شهداي عالم است.

          و فراتر از همه،

          حسيني که براي همه زمانها، امام، الگو، و مقتدي است.

و شهادتي که عدالت را زنده کرد.

شهادتي که حيات جاودانه به دين بخشيد.

شهادتي که برتري مرگ سربلند بر زندگي ننگين را به جهانيان آموخت.

          و بالاتر از همه،

          شهادتي که همه نااهلان، ظالمان و غاصبان حق در طول تاريخ را به رسوائي ابدي کشاند.

عاشورا به مقوله اي تبديل شده است که تصور آن به تصديقي مي انجامد که تاريخ را به دو بخش تقسيم کرده است و همه انسانها را به دو گروه.

در عالم فلسفه گفته مي شود مقولاتي وجود دارند که بمجرد تصور آنها تصديقي در ذهن بوجود مي آيد و رابطه اي کشف مي گردد. ايجاد اين رابطه، بجز همان تصور، به برهان و دليل ديگري نيازمند نيست.

تصور يخ تصديق سردي را به دنبال دارد و تصديق گرما در تصور آتش نهفته است.

برهاني بالاتر از اين نيست که در خود، تصديق را مي تراود و ايمان را از درون شکوفا مي کند.

تصور عاشورا و ياد صحنه هاي آن، تصديقي را بوجود مي آورد که نيازمند هيچ برهاني نيست.

تصور عاشورا، تصديق غلبه ابدي حق و عدالت و شکست نهائي باطل و ظلم را بدنبال دارد.  

تصور عاشورا، تصديق برتري مرگ سربلند بر زندگي ننگين را مجسم مي کند.

تصور عاشورا، تصديق جدا بودن هميشگي صف اهلان از نااهلان را آشکار مي سازد.

رگ رگ است اين آب شيرين و آب شور.

هر سال، عاشورا ايماني را در ما زنده مي کند که نيازمند دليل و برهان بيروني نيست.

          ايمان به برتري عدالت.

          ايمان به پيروزي خون بر شمشير.

          ايمان به غلبه واقعي خداجويان، عادلان و ستمديدگان.

                   و يقين به بطلان و تباهي ظلم.

                   يقين به ذلت و خواري دائمي غاصبان حق.

                   يقين به شکست ابدي منافقان، نا اهلان و ستم کنندگان.

و هر سال با عاشورا است که اين تصديق و اين ايمان در ما زنده تر مي گردد.

*********************** 

 

 

 

 

 

 

 

آخرين تغييرات: 6/12/85